دلم ميخواد يه حفره تو ديوار باشم اثر ميخ روي ديوار...اره اينجوري بهتره...يه حفره كوچيك روي سفيدي ديوار كه خودنمايي ميكنه...
اون كتابه كه خوندم خيلي وقت پيش يادته؟اسمش چي بود؟ ها يادم اومد...همنوايي شبانه اركستر چوبها...كه بعد از مرگش تبديل به سگ شد...همون سگ صاحب خونه ش...
اصلا خوف نميكنم اگه بعدها تبديل به يه چيز ديگه بشم...يا مثلا خوف نميكنم اگه مورچه ها بدنمو بعد از مرگ بخورن...چون ديگه دردي احساس نميكنم كاش الانم حس نميكردم...
كاش
♥</a> نوشته شده در یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ ساعت 7:53 توسط najme:
مرگ در ميزند...ما را در سایت مرگ در ميزند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 106