چشمانم را باز می کنم! چشمانش را باز می کند...
در اتاقم! در اتاقش...
دستانمان سرد، در امتداد دستان هم...
همـه چیـز برایمان محـو شـده اسـت...
مادرم صدایم میزند،میداند که همه چیز درست خواهد شد...
کاش صـدایـم را بشنـود،هـرگـز تنهـایـت نخواهـم گذاشت...
♥</a> نوشته شده در یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ ساعت 22:18 توسط najme:
مرگ در ميزند...ما را در سایت مرگ در ميزند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 98